شیخ اصلاحات در زنجان - آیت الله ! کروبیسابق بر این مشاهده می‌شده که افرادی –بی آن‌که شایسته‌گی علمی لازم داشته باشند- با جعل القاب و مدارک دانشگاهی درصدد استفاده از مزایا و یا جایگاه اجتماعی خاص این عناوین بوده‌اند. این مساله تنها در بین افراد عادی جامعه وجود نداشته و در سطح مدیران عالی کشوری نیز گاهی رخ می‌نموده و می‌نماید. حتا تا آن‌جا که موضوع مدرک دکترای تقلبی یکی از مسئولان، در سال گذشته، بحث‌های بسیاری را در کشور برانگیخت و در نهایت به استیضاح وی انجامید. و البته یکی از علل این مساله «عطش داشتن مدرک دانشگاهی» است که در جای خود به آن باید پرداخته شود. (فکر می‌کنم شماره‌های نخستین ماه‌نامه‌ی راه چند مطلب در این موضوع داشته باشد.)

اما در مورد مدارج حوزوی این مساله تا به امروز دیده نشده و یا بسیار کم‌تر اتفاق افتاده است. من البته زیاد با سیستم حوزه آشنا نیستم، اما فکر می‌کنم چون هدف عمومی طلبه‌ها –برخلاف عموم دانش‌جوها- از تحصیل کسب مدرک و درجه و رتبه برای ارتقای سطح شغلی و مالی نیست، این ماجرا برای حوزه تکرار نمی‌شود. ضمن آن‌که نظام ارزیابی و سنجش در حوزه‌های علمیه با سیستم نمره‌دهی دانش‌گاه متفاوت است. هم‌چون‌این رسیدن به درجه‌ی اجتهاد و مرجعیت ،اگرچه ممکن است آرزوی بسیاری از طلاب علوم دینی باشد، اما در عمل عده‌ی بسیار کمی از ایشان به این رتبه می‌رسند.

اما گویا در سال‌های اخیر برای برخی از اهل سیاست که سال‌ها اشتعال در مناصب مدیریتی ایشان را از فضای علمی حوزه دور کرده، عناوین و القاب بالامرتبه‌ی حوزوی جذابیت تازه‌ای پیدا کرده است. چند وقتی هست که گاهی خبری از اقدام‌های بعضی از شیوخ اهل سیاست برای ورود به بحث مرجعیت (مثل تصمیم برای پرداخت شهریه به طلاب که معمولاً از سوی دفاتر مراجع معظم تقلید انجام می‌گیرد) می‌رسد.

مساله‌ی دیگری که بد نیست به‌ش اشاره شود این‌که گاهی اطرافیان یک شخص برای جلب نظر مساعد او نسبت به خویش از عناوینی استفاده می‌کنند که شاید واقعیت نداشته باشد. مثل «مهندس»خواندن یک دانش‌جوی ترم اولی. یا «حاج‌آقا»، «دکتر» و «حضرت آیت‌الله»! این‌جا شاید مقصر اصلی «اطرافیان» باشند که البته این هم خبر از یک ناسالمی اجتماعی در جامعه‌ی ایرانی می‌دهد.

عکس: دوربین گوشی موبایل نگارنده!