از خیلی وقت قبل از راه افتادن جو انتخاباتی توی ایران آدم‌های متعددی از اطرافیانم ازم پرسیدن که «به کی رای می‌دی؟»» و من عموماً با احتمال «تردید در انتخاب بین دو نفر» و گاهی با شوخی سوال آن‌ها را از سرم باز می‌کردم. انتخابات در ایران –طبق قانون اساسی- با شیوه‌ی رای گیری مخفی انجام می‌شود و بنابراین «هیچ کس» ملزم نیست که رای خودش را اعلام کند. اما من می‌گم.

واقعیت اینه که من تا حدود پانزده-بیست روز پیش نظرم بیش‌تر متمایل به «میرحسین موسوی» بود تا «محمود احمدی‌نژاد». پس در جمع‌های مختلف از «شخص میرحسین موسوی و بعضی از اطرافیان او» –نه حامیان؛ دقت کنید- دفاع می‌کردم و او را در بسیاری از ابعاد هم‌تراز «شخص احمدی‌نژاد» می‌دانستم. مثل روحیات و افکار انقلابی و …

اما از وقتی احساس کردم که «موسوی» دهه‌ی هشتاد، دیگر آن «میرحسین» دهه‌ی شصت نیست، مطمئن شدم که با افتخار باید به «محمود احمدی‌نژاد» رای داد؛ به خاطر این که «می‌توان او را نقد کرد» به راحتی و بدون ترس! به خاطر این که پایش را در «منطقه‌ی ممنوعه‌ی قدرت» گذاشته… و به خاطر خیلی چیزهای دیگر.

کتمان نمی‌کنم که این رای من، صد درصدش «رای آری به احمدی‌نژاد» نیست؛ بل‌که بخشی‌ش «رای لج» است! یعنی از لج “موسوی» به “احمدی‌نژاد” رای می‌دهم!

در مورد «رای لج»! این مطلب بابک داد را بخوانید.

لینک‌های خوشمزه و شیر شده‌های گوگل ریدر را هم در نوار کناری وبلاگ حتماً ببینید و بخوانید.

feed-icon-grayscale-16x16 خوب است که مشترک فید این وبلاگ بشوید:
http://feeds.feedburner.com/Approachblog

Advertisements

میرحسین هم آمد

مارس 11, 2009

مستضعفان این مطمئن‌ترین پایگاه برای ارزش‌های برآمده از انقلاب اسلامی و آماده‌ترین قشر برای اصلاحگری و پایبندترین پشتوانه برای اصول و اصول‌گرایی صبورانه به‌گوشند که آیا فرزندان مصدرنشین‌شان همچنان به جایگاه عزیز آنان اقرار می‌کنند و بر وظایف تخطی‌ناپذیرشان در حمایت از منافع محرومین اصرار می‌کنند.

معنای این انتظار را چگونه لمس کرده‌ است کسی که نداند در سفره‌های کوچک آنان اولی‌تر از نان اعتنای صادقانه به ارزش‌هایی است که جان جوانانشان را خرج آن کرده‌اند؟ این اولویتی است که چشمه‌های برکت را از زمین می‌جوشاند.

خوب، مثل این که نتیجه‌ی اولیه انتخابات در زنجان این طوری است:

آقای “جمشید انصاری” تا کنون با کسب حدود ۳۹هزار رای از رقیب خود آقای “علی وقف‌چی” (با حدود ۱۶هزار رای) پیش افتاده است. گفتنی است “انصاری” نامزد مورد حمایت ائتلاف اصلاح‌طلبان زنجان است. “سعدالله نصیری قیداری” نامزد دیگر این ائتلاف در مرحله‌ی اول به مجلس هشتم راه یافت.
[متن خبر]

به عبارت دیگر نمایندگان حوزه زنجان و طارم هر دو به ائتلاف اصلاح‌طلبان زنجان تعلق دارند.

+ مرتبط: نتایج مرحله اول انتخابات در زنجان

++ ساعت یک و ده دقیقه‌ی نصف شب! برم بخوابم.

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

پیش‌نوشت: این یادداشت را در ساعات واپسین انتخابات می‌نویسم به دو دلیل:

  • مشغله‌های -عمدتاً- درسی فرصت کم‌تری برای وب‌لاگ‌نویسی -و ایضاً وب‌لاگ‌خوانی- برایم باقی می‌گذارد. ضمن این‌که چند روزی است مشغول به یادگیری لینوکس -مشخصاً اوبونتو نسخه‌ی 7.10- هستم و باز فرصت کم‌تری دارم!
  • متهم به -خدای ناکرده- تخریب شخص یا گروهی و یا حتا تضعیف انتخابات نشوم.

1- در جریان مرحله‌ی اول انتخابات، «سعدالله نصیری قیداری» به عنوان نفر اول انتخابات مجلس هشتم در حوزه‌ی زنجان و طارم راهی بهارستان شد و البته یار ائتلافی‌اش «جمشید انصاری» ناچار به رقابت با «علی وقف‌چی» برای مرحله‌ی دوم شد. مسلما تبلیغاتی که نصیری به صورت انفرادی و در کنار تبلیغات ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان زنجان انجام داد، در موفقیت وی نقش اصلی را داشته است. برخلاف «انصاری» که تبلیغات آن چنانی مگر از جانب ستاد برای او و نصیری نشد.

2- حداقل برای من این مساله که جناب مهندس انصاری با همه‌ی سوابق درخشان مدیریتی و حضور در جبهه و مانند این‌ها، در مجلس وکیل‌المله خواهد ماند و نه وکیل‌الحزب، ثابت نشد. و البته تا حدی هم برعکس آن ثابت شد.

3- در مورد دکتر وقف‌چی هم البته با وجود این‌که برخی خبرها از حمایت نامزدهای اصولگرایان زنجان از وی، آدم را به او امیدوارتر می‌کرد، لیکن باز هم او -از نظر من- دارای حداقل صلاحیت‌های لازم برای نماینده‌گی نیست؛ هر چند از نظر شورای نگهبان هست.

4- با توجه به موارد بالا و این که طبق قانون بنده نمی‌توانم در شهر دیگری رای بدهم، علی‌رغم میل باطنی‌ام و این‌که رای سفید را منطقاً حرام می‌دانم، به ناچار رای سفید دادم.

5- برخلاف مرحله‌ی اول انتخابات که فضای تبلیغاتی سالم‌تر به نظر می‌رسید، این بار تخلفات آشکار از مقررات تبلیغات انتخاباتی از سوی طرف‌داران هر دو کاندیدای زنجان -کم و بیش- به شدت به چشم می‌خورد. و تعجب از آقایان مسئول در استانداری و فرمانداری است که چرا کاری برای جلوگیری از آن انجام نداده‌اند.

fight

6- چه فکری می‌کنید اگر در  شلوغ‌ترین چهارراه‌های مرکز شهر، در پشت شیشه‌ی ویترین مغازه‌هایی که تبدیل به ستاد تبلیغاتی -مثلاً- مردمی شده‌اند، کاغذ آ-صفر بزرگی در تخریب شخصیت نامزد رقیب ببینید؟ آن هم در روز پنج‌شنبه و در حالی که مهلت قانونی برای تبلیغات -و ضدتبلیغات!- تمام شده؟

7- چه احساسی پیدا می‌کنید اگر ببینید یکی از ستادها با هزینه‌ی مبلغی -احتمالاً کلان- بر سر در بسیاری از مغازه‌ها، بنگاه‌های معاملات املاک، ساندویچی‌ها! و حتا دکه‌های روزنامه فروشی! پرچمی با عنوان: «ستاد حامیان مردمی(؟!) آقای فلانی» نصب کرده است؛ و در همان حال کسب‌وکار روزانه و عادی و غیرتبلیغاتی در آن مکان‌ها جاری است؟!

8- چه احساسی پیدا می‌کنید اگر یکی از آقایان نامزدها برای کسب آرای نامزدهای مرحله‌ی اول، نام آن‌ها را در فهرست حامیان خویش قرار دهد، بعد ستاد انتخاباتی نامزد رقیب تکذیبیه‌هایی چند از برخی کاندیداهای مرحله‌ی اول را در جلو ستادهای تبلیغاتی به معرض نمایش عموم قرار دهد (روز پنج‌شنبه که مهلت قانونی تبلیغات تمام شده بود) و نسبت دروغ‌گویی را به طرف مقابل بدهد؟

9- چه احساسی پیدا می‌کنید اگر پیاده‌نظام رسانه‌ای و تبلیغاتی نامزدها از دو-سه روز مانده به جمعه، اقدام به تشویش افکار عمومی و القای بدبینی در مردم نسبت مجریان و ناظران انتخابات کنند؟ در حالی که حتا رئیس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان زنجان از عمل‌کرد مجریان و ناظران راضی به نظر می‌رسد.

10- چه حسی دارید وقتی ساعت 8 صبح جمعه -که خود را با عجله به دانش‌گاه می‌رسانید[1]- جلوی ورودی دانش‌گاه تعدادی برگه پخش‌شده روی زمین را می‌بینید که اعلام حمایت یک بنده‌خدایی، که پیش از تاییدصلاحیت نهایی شورای نگه‌بان انصراف داد، از یکی از طرف‌های رقابت انتخابات را با فونت درشت و هم‌راه عکس آن دو کار کرده است؛ در حالی‌که تقریبا مطمئنید که شخصیت آن بنده‌خدا اصلا با نامزد کذایی جور در نمی‌آید و چند ساعت بعد با پرس‌وجو یقین پیدا می‌کنید که کذب محض است.

11- چه حسی دارید وقتی می‌شنوید که حامیان کاندیدای X صبح برگه‌هایی -بخوانید شب‌نامه- را پخش کرده‌اند با خبری با این مضمون که طرف‌داران نامزد Y نیمه‌شب گذشته ، در حالی‌که مشغول پخش شب‌نامه علیه آقای X بوده‌اند، توسط نیروهای انتظامی دست‌گیر شده‌اند؟

12- به نظرم واقعاً ذات دموکراسی نمی‌تواند این مشکل غوغاسالاری و عوام‌فریبی -و ایضا رای‌خری[2]- را حل کند. هر چه قدر هم که برای بسیاری حضرات روشن‌فکر آرمان غایی باشد.

پا‌نویس:
[1] بله! برای شرکت در کلاس شبکه‌ی پیش‌رفته! البته با حدود نیم‌ساعت تاخیر درشروع کلاس(8:10)؛ حسابش را بکنید شب گذشته‌اش را تا حدود ساعت یک برای آماده‌سازی تکالیف درسی بیدار بمانی و صبح زود هم البته پی‌اش را گرفته‌اید و بعد از این کلاس باید سر دو تا درس سه واحدی دیگر بنشینید. تا ساعت سه و چند دقیقه‌ی عصر! شب و روزهای جمعه‌ی ما این ترم این‌طور می‌گذرد…

[2] رای‌خری=خریدن رای! منظور، دادن ناهار یا پول یا امثال این‌ها برای جلب آرای مردم است. توجه: هیچ ادعایی در این باره و این‌که کسی این کار را کرده یا نه، ندارم. کلی عرض شد!

مرتبط:
Election – 2
Election – 3
الکشن 4: انتخابات مجلس هشتم در شهر زنجان
نتایج مرحله‌ی اول انتخابات در زنجان

عکس از: کوربیس

بسم الله

طبق خبری که همین حالا به‌م رسید، آقای سعدالله نصیری قیداری، با 56 هزار رای نفر اول در حوزه‌ی زنجان و طارم شده است. آقایان جمشید انصاری (با 36 هزار رای) و «وقف‌چی» (با حدود 26 هزار رای) به دور دوم راه یافته‌اند.

 «نصیری» و «انصاری» مورد حمایت ائتلاف اصلاح‌طلبان‌اند و «وقف‌چی» مورد حمایت کارگزاران است.

«علی‌مردانی»، «بیات» و «اجلی» نفرات بعدی هستند.

ببینید: وضعیت انتخابات در زنجان

Election – 7

مارس 14, 2008

درست است که عامه‌ی ایرانی‌ها اطلاعات سیاسی‌شان اندک است؛ اما واقعا فرق «خدمت» و غیر آن را می‌دانند و اگر احساس کنند کسی از اعتمادشان سوءاستفاده می‌کند، دورش را -برای همیشه- خط می‌کشند. اجازه‌ی سوءاستفاده را به هیچ کس نمی‌دهند.

در جریان این پنج انتخاباتی که تجربه کرده‌ام، دریافته‌ام که «شعور سیاسی» ملت با هر انتخاباتی بیش‌تر رشد می‌کند و انتخاب‌هایشان پخته‌تر می‌شود.

Election – 6

مارس 13, 2008

مسئله این‌جاست:
دوستانی که رای نمی‌دهند به این فکر نمی‌کنند که فردای انتخابات حق اعتراض نسبت به نتایجی که تالی همه‌پرسی 24 اسفند است، نخواهند داشت. و انصاف هم نیست این اعتراض؛ چون از حق ابراز نظر خود گذشته‌اند. این، قانون دموکراسی است؛ به نظرم.