صرفه‌جویی؟!

ژوئیه 14, 2008

– عموجان، شما مسافرت رفته بودید؟

– خیر!

– پس چه طوری مصرف آب‌تون شده 20 لیتر؟

– خوب … صرفه‌جویی کردیم!!

———-
نه، واقعا چه جوری یک عده‌ای وجدان‌شون رو راضی می‌کنند که کنتر آب خونه‌شون رو دست‌کاری کنند و تازه با اسم «صرفه‌جویی» این رو برای کارمند اداره‌ی آب توجیه کنند؟! چرا گاهی –همه‌ی ما– فکر می‌کنیم خون‌مون از بقیه رنگین‌تره؟

Advertisements

برای دادخواهی…

ژوئن 9, 2008

فرصت نوشتن مفصل نیست و در لبیک به دعوت دانش‌جوی بسیجی غرب‌زده؛

حجه الاسلام جهانشاهی روحانی عدالتخواه سیرجانی، صبح امروز و به منظور دادخواهی و اعتراض به زمین خواران سیرجان پیاده٬عازم تهران شده است.

مطابق اخبار دریافتی توسط خبرنگار عدالتخانه، وی چندی پیش این اقدام اعتراضی خود را اعلام کرده بود و طبق آخرین اخبار رسیده وی هم اکنون در سی کیلومتری سیرجان در شهر زیدآباد با پای پیاده طی مسیر نموده است.

در همین راستا دانشجویان عدالتخواه دانشگاه های پیام نور، آزاد و تکنولوژی سیرجان با انتشار بیانیه ای اعلام کرده بودند که پس از گذشت دو سال از مطالبات مردمی و عمومی شدن بحث زمین خواری های سیرجان، برخی مسوولین چنان سرمست و مغرور پست و مقام اند که خود را حاضر به جوابگوئی در برابر مردم نمی بینند.

دانشجویان مذکور تاکید کردند: برخی مسوولین بجای خدمت به مردم و برخورد قاطعانه با دزدان بیت المال، افراد عدالتخواه را تهدید یا زندان می کنند، مفسدینی که خود ریسمان وحدت بین مردم و مسوولین را بریده اند و آنان که با آرامش هیچ خطری را متوجه خود نمی دانند و اموال مردمان محروم را غارت می کنند.

دانشجویان مذکور در این بیانیه تصریح کرده اند: اکنون که طلبه مبارز سیرجانی جهت دادخواهی، قصد حرکت به سمت تهران با پای پیاده را دارد از مسوولین می خواهیم عوامل مفسد را محاکمه و مجازات نمایند و به اطلاع عموم برسانند در غیر این صورت ما خود را موظف به حمایت از هر حرکت عدالتخواهانه در جهت احقاق حقوق مردم می دانیم.

دعوت می‌کنم از: ایلیا، محمدعلی، محمدرضا و احمد

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
درست است که این روزها درگیری‌های تحصیلی و کاری‌م به اوج خود رسیده و لحظه‌ای غفلت موجب پشیمانی‌ست و این‌ها! اما این دلیل نمی‌شود که از این وبلاگ هم غافل بمانیم. یادداشت زیر را هفته‌ی گذشته نوشته بودم که به دلیل‌هایی -یکی‌ش پیدا نشدن نرم‌افزار کلاینت وبلاگ‌نویسی خوب برای وردپرس در لینوکس- انتشارش تا امروز به تاخیر افتاده؛ و فعلاْ با افزونه‌ی ScribeFire فایرفاکس پابلیش می‌کنیم تا ببینیم چه می‌شود بعداْ.
دست‌اندرکاران و تحریریه‌ی محترم ماه‌نامه‌ی فرهنگی،تحلیلی «راه»؛ برادر وحید جلیلی و رفقا!
نسخه‌ای از شماره‌ی اخیر که بنده دریافت کرده‌ام، سهواً گویا، فاقد صفحات 33 تا 48 تماماً می‌باشد و در عوض صفحات 17 تا 32 عیناً دوباره چاپ شده‌اند. بنابراین من و -تا آنجا که می‌دانم- تعدادی دیگر از خواننده‌گان از صفحات شعر و مطلب «یادمان شهید آوینی» محروم مانده‌ایم.
این بار را برای اینکه در یک جبهه‌ی واحدیم -انشاءالله- و ضرورت‌های کار جبه‌های ندید می‌گیریم. اما شما لطفاً در زمینه‌ی چاپ مجله بیشتر حواس‌جمع باشید تا خدای نکرده مصداق سخن قرآن در آیه‌ی «ویلٌ للمطفّفین» نشوید. چرا که حیف است در روزگاری که اکثر بنیادها و نهادهای فرهنگی دولتی در جمهوری اسلامی نسبت به بودجه‌های هنگفتی که مصرف می‌کنند، در برابر مخاطبان کم‌فروشی میکنند، «راه» که از معدود نشریات جبه‌هی فرهنگی انقلاب اسلامی‌ست، به آن بی‌راهه برود.
و البته بر ماست تا بخریم و بخوانیم و تبلیغ کنیم تا دست شما برای بهبود کیفیت مجله بازتر باشد.

پی‌نوشت:
از ScribeFire هم دیگر استفاده نمی‌کنیم! چرا که مجبور می‌شویم یک بار دیگر در ادیتور وردپرس مطلب خود را ویرایش کنیم!

راستش تا همین چند روز پیش فکر می‌کردم استفاده‌ی بی‌اجازه از یادداشت‌های وب‌لاگ‌ها و وب‌سایت‌ها در مطبوعات کاغذی (همون دزدی ادبی) تنها در مورد موضوعات مرتبط به کامپیوتر و فن‌آوری و علمی و امثال این‌ها انجام می‌گیرد. و یادداشت‌های با مضامی سیاسی، مذهبی و یا اجتماعی در وب‌لاگ‌شهر از این نوع دست‌بردها در امان‌اند.

yalasarat-t

اما خوب، ظاهرا اشتباه می‌کردم. هفته‌نامه‌ی «یا لثارات الحسین» -ارگان مطبوعاتی انصار حزب‌الله- در شماره‌ی 28 فروردین، صفحه‌ی 9، یادداشت «محمدرضا امینی» را در وب‌لاگ «نون و قلم» با عنوان «نوکیا به جای شهید»، تمام و کمال، بی‌اجازه، بی‌ذکر نام نویسنده و البته با جعل عنوان دیگری چاپ کرده است. چرا؟ نمی‌دانم.

+ برای دریافت شماره‌ی یادشده به وب‌گاه اطلاع‌رسانی انصار حزب‌الله مراجعه کنید. (هفته‌نامه‌‌ی سوم)

انتظار بی‌جا!

آوریل 29, 2008

سه‌شنبه، دهم اردی‌بهشت 1387، ساعت سه دقیقه مانده به 6 بعدازظهر – هفتمین سال‌روز فرمان هشت ماده‌ای ره‌بری برای مبارزه با مفاسد اقتصادی؛

نشسته‌ام در مهدیه‌ی دانش‌گاه، قسمت برادران! چند نفری در گوشه و کنار دراز کشیده و چرتی می‌زنند. دو نفر با هم صحبت می‌کنند و دو نفری هم دارند با گوشی موبایلشان ور می‌روند. یکی درس می‌خواند و یکی هم نماز (البته کثرت با چرتی‌هاست!). از سر و صداهایی هم که از قسمت خواهران! می‌آید تقریبا می‌توان فهمید که آن طرف هم خبری نیست مگر بحث‌های خاله‌زنکی و مرور فایل‌های موسیقی -و ایضا مداحی!-روی گوشی‌های موبایل. یک بار سر و صدایشان به قدری بالا رفت که مستخدم محترم دانش‌گاه چند ضربه‌ی تند و محکم بر شبه‌صندوق کنار محراب و منبر زد تا بل‌که آرام بگیرند.
منتظرند -بخوانید وقت می‌گذرانند- تا ساعت کلاس‌شان فرا رسد. من هم که از عصری کلاسم تمام شده یک کمی از متن زبان اصلی که استاد داده خوانده‌ام -بی‌آن‌که بفهمم- و کمی بعد بایستی بر سر قراری باشم.

و احتمالاً کم‌تر کسی -بل‌که هیچ کسی- را در دانش‌گاه بیابی که خبر از فرمان هشت ماده‌ای داشته باشد. و شاید انتظاری‌ست بس بی‌جا؛ که فرمان بر قوای سه‌گانه صادر شده و خبر از «دانش‌جو» گرفته می‌شود!؟[1]

و روزگار است که می‌گذرد…

[1] باز هم دم بچه‌های تحکیم وحدت و انجمن‌های مستقل گرم که این نامه را نوشتند.

خوب، مثل این که نتیجه‌ی اولیه انتخابات در زنجان این طوری است:

آقای “جمشید انصاری” تا کنون با کسب حدود ۳۹هزار رای از رقیب خود آقای “علی وقف‌چی” (با حدود ۱۶هزار رای) پیش افتاده است. گفتنی است “انصاری” نامزد مورد حمایت ائتلاف اصلاح‌طلبان زنجان است. “سعدالله نصیری قیداری” نامزد دیگر این ائتلاف در مرحله‌ی اول به مجلس هشتم راه یافت.
[متن خبر]

به عبارت دیگر نمایندگان حوزه زنجان و طارم هر دو به ائتلاف اصلاح‌طلبان زنجان تعلق دارند.

+ مرتبط: نتایج مرحله اول انتخابات در زنجان

++ ساعت یک و ده دقیقه‌ی نصف شب! برم بخوابم.

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

پیش‌نوشت: این یادداشت را در ساعات واپسین انتخابات می‌نویسم به دو دلیل:

  • مشغله‌های -عمدتاً- درسی فرصت کم‌تری برای وب‌لاگ‌نویسی -و ایضاً وب‌لاگ‌خوانی- برایم باقی می‌گذارد. ضمن این‌که چند روزی است مشغول به یادگیری لینوکس -مشخصاً اوبونتو نسخه‌ی 7.10- هستم و باز فرصت کم‌تری دارم!
  • متهم به -خدای ناکرده- تخریب شخص یا گروهی و یا حتا تضعیف انتخابات نشوم.

1- در جریان مرحله‌ی اول انتخابات، «سعدالله نصیری قیداری» به عنوان نفر اول انتخابات مجلس هشتم در حوزه‌ی زنجان و طارم راهی بهارستان شد و البته یار ائتلافی‌اش «جمشید انصاری» ناچار به رقابت با «علی وقف‌چی» برای مرحله‌ی دوم شد. مسلما تبلیغاتی که نصیری به صورت انفرادی و در کنار تبلیغات ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان زنجان انجام داد، در موفقیت وی نقش اصلی را داشته است. برخلاف «انصاری» که تبلیغات آن چنانی مگر از جانب ستاد برای او و نصیری نشد.

2- حداقل برای من این مساله که جناب مهندس انصاری با همه‌ی سوابق درخشان مدیریتی و حضور در جبهه و مانند این‌ها، در مجلس وکیل‌المله خواهد ماند و نه وکیل‌الحزب، ثابت نشد. و البته تا حدی هم برعکس آن ثابت شد.

3- در مورد دکتر وقف‌چی هم البته با وجود این‌که برخی خبرها از حمایت نامزدهای اصولگرایان زنجان از وی، آدم را به او امیدوارتر می‌کرد، لیکن باز هم او -از نظر من- دارای حداقل صلاحیت‌های لازم برای نماینده‌گی نیست؛ هر چند از نظر شورای نگهبان هست.

4- با توجه به موارد بالا و این که طبق قانون بنده نمی‌توانم در شهر دیگری رای بدهم، علی‌رغم میل باطنی‌ام و این‌که رای سفید را منطقاً حرام می‌دانم، به ناچار رای سفید دادم.

5- برخلاف مرحله‌ی اول انتخابات که فضای تبلیغاتی سالم‌تر به نظر می‌رسید، این بار تخلفات آشکار از مقررات تبلیغات انتخاباتی از سوی طرف‌داران هر دو کاندیدای زنجان -کم و بیش- به شدت به چشم می‌خورد. و تعجب از آقایان مسئول در استانداری و فرمانداری است که چرا کاری برای جلوگیری از آن انجام نداده‌اند.

fight

6- چه فکری می‌کنید اگر در  شلوغ‌ترین چهارراه‌های مرکز شهر، در پشت شیشه‌ی ویترین مغازه‌هایی که تبدیل به ستاد تبلیغاتی -مثلاً- مردمی شده‌اند، کاغذ آ-صفر بزرگی در تخریب شخصیت نامزد رقیب ببینید؟ آن هم در روز پنج‌شنبه و در حالی که مهلت قانونی برای تبلیغات -و ضدتبلیغات!- تمام شده؟

7- چه احساسی پیدا می‌کنید اگر ببینید یکی از ستادها با هزینه‌ی مبلغی -احتمالاً کلان- بر سر در بسیاری از مغازه‌ها، بنگاه‌های معاملات املاک، ساندویچی‌ها! و حتا دکه‌های روزنامه فروشی! پرچمی با عنوان: «ستاد حامیان مردمی(؟!) آقای فلانی» نصب کرده است؛ و در همان حال کسب‌وکار روزانه و عادی و غیرتبلیغاتی در آن مکان‌ها جاری است؟!

8- چه احساسی پیدا می‌کنید اگر یکی از آقایان نامزدها برای کسب آرای نامزدهای مرحله‌ی اول، نام آن‌ها را در فهرست حامیان خویش قرار دهد، بعد ستاد انتخاباتی نامزد رقیب تکذیبیه‌هایی چند از برخی کاندیداهای مرحله‌ی اول را در جلو ستادهای تبلیغاتی به معرض نمایش عموم قرار دهد (روز پنج‌شنبه که مهلت قانونی تبلیغات تمام شده بود) و نسبت دروغ‌گویی را به طرف مقابل بدهد؟

9- چه احساسی پیدا می‌کنید اگر پیاده‌نظام رسانه‌ای و تبلیغاتی نامزدها از دو-سه روز مانده به جمعه، اقدام به تشویش افکار عمومی و القای بدبینی در مردم نسبت مجریان و ناظران انتخابات کنند؟ در حالی که حتا رئیس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان زنجان از عمل‌کرد مجریان و ناظران راضی به نظر می‌رسد.

10- چه حسی دارید وقتی ساعت 8 صبح جمعه -که خود را با عجله به دانش‌گاه می‌رسانید[1]- جلوی ورودی دانش‌گاه تعدادی برگه پخش‌شده روی زمین را می‌بینید که اعلام حمایت یک بنده‌خدایی، که پیش از تاییدصلاحیت نهایی شورای نگه‌بان انصراف داد، از یکی از طرف‌های رقابت انتخابات را با فونت درشت و هم‌راه عکس آن دو کار کرده است؛ در حالی‌که تقریبا مطمئنید که شخصیت آن بنده‌خدا اصلا با نامزد کذایی جور در نمی‌آید و چند ساعت بعد با پرس‌وجو یقین پیدا می‌کنید که کذب محض است.

11- چه حسی دارید وقتی می‌شنوید که حامیان کاندیدای X صبح برگه‌هایی -بخوانید شب‌نامه- را پخش کرده‌اند با خبری با این مضمون که طرف‌داران نامزد Y نیمه‌شب گذشته ، در حالی‌که مشغول پخش شب‌نامه علیه آقای X بوده‌اند، توسط نیروهای انتظامی دست‌گیر شده‌اند؟

12- به نظرم واقعاً ذات دموکراسی نمی‌تواند این مشکل غوغاسالاری و عوام‌فریبی -و ایضا رای‌خری[2]- را حل کند. هر چه قدر هم که برای بسیاری حضرات روشن‌فکر آرمان غایی باشد.

پا‌نویس:
[1] بله! برای شرکت در کلاس شبکه‌ی پیش‌رفته! البته با حدود نیم‌ساعت تاخیر درشروع کلاس(8:10)؛ حسابش را بکنید شب گذشته‌اش را تا حدود ساعت یک برای آماده‌سازی تکالیف درسی بیدار بمانی و صبح زود هم البته پی‌اش را گرفته‌اید و بعد از این کلاس باید سر دو تا درس سه واحدی دیگر بنشینید. تا ساعت سه و چند دقیقه‌ی عصر! شب و روزهای جمعه‌ی ما این ترم این‌طور می‌گذرد…

[2] رای‌خری=خریدن رای! منظور، دادن ناهار یا پول یا امثال این‌ها برای جلب آرای مردم است. توجه: هیچ ادعایی در این باره و این‌که کسی این کار را کرده یا نه، ندارم. کلی عرض شد!

مرتبط:
Election – 2
Election – 3
الکشن 4: انتخابات مجلس هشتم در شهر زنجان
نتایج مرحله‌ی اول انتخابات در زنجان

عکس از: کوربیس