از نو

ژوئن 12, 2010

بسم الله الرحمن الرحیم

درست یک سال کبیسه از آخرین یادداشتی که اینجا گذاشته ام می گذرد. و حالا فکر می کنم… ولش کن اصلا؛ نقطه، سرخط.
یا علی مددی

صرفه‌جویی؟!

ژوئیه 14, 2008

– عموجان، شما مسافرت رفته بودید؟

– خیر!

– پس چه طوری مصرف آب‌تون شده 20 لیتر؟

– خوب … صرفه‌جویی کردیم!!

———-
نه، واقعا چه جوری یک عده‌ای وجدان‌شون رو راضی می‌کنند که کنتر آب خونه‌شون رو دست‌کاری کنند و تازه با اسم «صرفه‌جویی» این رو برای کارمند اداره‌ی آب توجیه کنند؟! چرا گاهی –همه‌ی ما– فکر می‌کنیم خون‌مون از بقیه رنگین‌تره؟

انتظار بی‌جا!

آوریل 29, 2008

سه‌شنبه، دهم اردی‌بهشت 1387، ساعت سه دقیقه مانده به 6 بعدازظهر – هفتمین سال‌روز فرمان هشت ماده‌ای ره‌بری برای مبارزه با مفاسد اقتصادی؛

نشسته‌ام در مهدیه‌ی دانش‌گاه، قسمت برادران! چند نفری در گوشه و کنار دراز کشیده و چرتی می‌زنند. دو نفر با هم صحبت می‌کنند و دو نفری هم دارند با گوشی موبایلشان ور می‌روند. یکی درس می‌خواند و یکی هم نماز (البته کثرت با چرتی‌هاست!). از سر و صداهایی هم که از قسمت خواهران! می‌آید تقریبا می‌توان فهمید که آن طرف هم خبری نیست مگر بحث‌های خاله‌زنکی و مرور فایل‌های موسیقی -و ایضا مداحی!-روی گوشی‌های موبایل. یک بار سر و صدایشان به قدری بالا رفت که مستخدم محترم دانش‌گاه چند ضربه‌ی تند و محکم بر شبه‌صندوق کنار محراب و منبر زد تا بل‌که آرام بگیرند.
منتظرند -بخوانید وقت می‌گذرانند- تا ساعت کلاس‌شان فرا رسد. من هم که از عصری کلاسم تمام شده یک کمی از متن زبان اصلی که استاد داده خوانده‌ام -بی‌آن‌که بفهمم- و کمی بعد بایستی بر سر قراری باشم.

و احتمالاً کم‌تر کسی -بل‌که هیچ کسی- را در دانش‌گاه بیابی که خبر از فرمان هشت ماده‌ای داشته باشد. و شاید انتظاری‌ست بس بی‌جا؛ که فرمان بر قوای سه‌گانه صادر شده و خبر از «دانش‌جو» گرفته می‌شود!؟[1]

و روزگار است که می‌گذرد…

[1] باز هم دم بچه‌های تحکیم وحدت و انجمن‌های مستقل گرم که این نامه را نوشتند.

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

پیش‌نوشت: این یادداشت را در ساعات واپسین انتخابات می‌نویسم به دو دلیل:

  • مشغله‌های -عمدتاً- درسی فرصت کم‌تری برای وب‌لاگ‌نویسی -و ایضاً وب‌لاگ‌خوانی- برایم باقی می‌گذارد. ضمن این‌که چند روزی است مشغول به یادگیری لینوکس -مشخصاً اوبونتو نسخه‌ی 7.10- هستم و باز فرصت کم‌تری دارم!
  • متهم به -خدای ناکرده- تخریب شخص یا گروهی و یا حتا تضعیف انتخابات نشوم.

1- در جریان مرحله‌ی اول انتخابات، «سعدالله نصیری قیداری» به عنوان نفر اول انتخابات مجلس هشتم در حوزه‌ی زنجان و طارم راهی بهارستان شد و البته یار ائتلافی‌اش «جمشید انصاری» ناچار به رقابت با «علی وقف‌چی» برای مرحله‌ی دوم شد. مسلما تبلیغاتی که نصیری به صورت انفرادی و در کنار تبلیغات ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان زنجان انجام داد، در موفقیت وی نقش اصلی را داشته است. برخلاف «انصاری» که تبلیغات آن چنانی مگر از جانب ستاد برای او و نصیری نشد.

2- حداقل برای من این مساله که جناب مهندس انصاری با همه‌ی سوابق درخشان مدیریتی و حضور در جبهه و مانند این‌ها، در مجلس وکیل‌المله خواهد ماند و نه وکیل‌الحزب، ثابت نشد. و البته تا حدی هم برعکس آن ثابت شد.

3- در مورد دکتر وقف‌چی هم البته با وجود این‌که برخی خبرها از حمایت نامزدهای اصولگرایان زنجان از وی، آدم را به او امیدوارتر می‌کرد، لیکن باز هم او -از نظر من- دارای حداقل صلاحیت‌های لازم برای نماینده‌گی نیست؛ هر چند از نظر شورای نگهبان هست.

4- با توجه به موارد بالا و این که طبق قانون بنده نمی‌توانم در شهر دیگری رای بدهم، علی‌رغم میل باطنی‌ام و این‌که رای سفید را منطقاً حرام می‌دانم، به ناچار رای سفید دادم.

5- برخلاف مرحله‌ی اول انتخابات که فضای تبلیغاتی سالم‌تر به نظر می‌رسید، این بار تخلفات آشکار از مقررات تبلیغات انتخاباتی از سوی طرف‌داران هر دو کاندیدای زنجان -کم و بیش- به شدت به چشم می‌خورد. و تعجب از آقایان مسئول در استانداری و فرمانداری است که چرا کاری برای جلوگیری از آن انجام نداده‌اند.

fight

6- چه فکری می‌کنید اگر در  شلوغ‌ترین چهارراه‌های مرکز شهر، در پشت شیشه‌ی ویترین مغازه‌هایی که تبدیل به ستاد تبلیغاتی -مثلاً- مردمی شده‌اند، کاغذ آ-صفر بزرگی در تخریب شخصیت نامزد رقیب ببینید؟ آن هم در روز پنج‌شنبه و در حالی که مهلت قانونی برای تبلیغات -و ضدتبلیغات!- تمام شده؟

7- چه احساسی پیدا می‌کنید اگر ببینید یکی از ستادها با هزینه‌ی مبلغی -احتمالاً کلان- بر سر در بسیاری از مغازه‌ها، بنگاه‌های معاملات املاک، ساندویچی‌ها! و حتا دکه‌های روزنامه فروشی! پرچمی با عنوان: «ستاد حامیان مردمی(؟!) آقای فلانی» نصب کرده است؛ و در همان حال کسب‌وکار روزانه و عادی و غیرتبلیغاتی در آن مکان‌ها جاری است؟!

8- چه احساسی پیدا می‌کنید اگر یکی از آقایان نامزدها برای کسب آرای نامزدهای مرحله‌ی اول، نام آن‌ها را در فهرست حامیان خویش قرار دهد، بعد ستاد انتخاباتی نامزد رقیب تکذیبیه‌هایی چند از برخی کاندیداهای مرحله‌ی اول را در جلو ستادهای تبلیغاتی به معرض نمایش عموم قرار دهد (روز پنج‌شنبه که مهلت قانونی تبلیغات تمام شده بود) و نسبت دروغ‌گویی را به طرف مقابل بدهد؟

9- چه احساسی پیدا می‌کنید اگر پیاده‌نظام رسانه‌ای و تبلیغاتی نامزدها از دو-سه روز مانده به جمعه، اقدام به تشویش افکار عمومی و القای بدبینی در مردم نسبت مجریان و ناظران انتخابات کنند؟ در حالی که حتا رئیس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان زنجان از عمل‌کرد مجریان و ناظران راضی به نظر می‌رسد.

10- چه حسی دارید وقتی ساعت 8 صبح جمعه -که خود را با عجله به دانش‌گاه می‌رسانید[1]- جلوی ورودی دانش‌گاه تعدادی برگه پخش‌شده روی زمین را می‌بینید که اعلام حمایت یک بنده‌خدایی، که پیش از تاییدصلاحیت نهایی شورای نگه‌بان انصراف داد، از یکی از طرف‌های رقابت انتخابات را با فونت درشت و هم‌راه عکس آن دو کار کرده است؛ در حالی‌که تقریبا مطمئنید که شخصیت آن بنده‌خدا اصلا با نامزد کذایی جور در نمی‌آید و چند ساعت بعد با پرس‌وجو یقین پیدا می‌کنید که کذب محض است.

11- چه حسی دارید وقتی می‌شنوید که حامیان کاندیدای X صبح برگه‌هایی -بخوانید شب‌نامه- را پخش کرده‌اند با خبری با این مضمون که طرف‌داران نامزد Y نیمه‌شب گذشته ، در حالی‌که مشغول پخش شب‌نامه علیه آقای X بوده‌اند، توسط نیروهای انتظامی دست‌گیر شده‌اند؟

12- به نظرم واقعاً ذات دموکراسی نمی‌تواند این مشکل غوغاسالاری و عوام‌فریبی -و ایضا رای‌خری[2]- را حل کند. هر چه قدر هم که برای بسیاری حضرات روشن‌فکر آرمان غایی باشد.

پا‌نویس:
[1] بله! برای شرکت در کلاس شبکه‌ی پیش‌رفته! البته با حدود نیم‌ساعت تاخیر درشروع کلاس(8:10)؛ حسابش را بکنید شب گذشته‌اش را تا حدود ساعت یک برای آماده‌سازی تکالیف درسی بیدار بمانی و صبح زود هم البته پی‌اش را گرفته‌اید و بعد از این کلاس باید سر دو تا درس سه واحدی دیگر بنشینید. تا ساعت سه و چند دقیقه‌ی عصر! شب و روزهای جمعه‌ی ما این ترم این‌طور می‌گذرد…

[2] رای‌خری=خریدن رای! منظور، دادن ناهار یا پول یا امثال این‌ها برای جلب آرای مردم است. توجه: هیچ ادعایی در این باره و این‌که کسی این کار را کرده یا نه، ندارم. کلی عرض شد!

مرتبط:
Election – 2
Election – 3
الکشن 4: انتخابات مجلس هشتم در شهر زنجان
نتایج مرحله‌ی اول انتخابات در زنجان

عکس از: کوربیس

ظرف معلومات!

آوریل 3, 2008

بسم الله الرحمن الرحیم

1. یکی به‌م گفت: اون قدر ظرف خودت رو از معلومات پر کن تا خودش سرریز بشه و دیگرون ازش استفاده کنند. نه این‌که بی‌مطالعه و زورکی بخوای چیزی بگی یا بنویسی…

2. شاید برای همین می‌خواستم یک مدت طولانی این‌جا رو تعطیل کنم، اما بعدش یک چیزی دیدم که منصرف شدم. بماند که چی.

3. تعطیلات خسته‌کننده هم تموم شد و اگه خدا بخواد مملکت دوباره می‌ره روی روال معمولی خودش. حال نمی‌کنم اصلا با این تعطیلی‌ها. یعنی که چی 3 هفته ملک و ملت همه برن روی خاموشی و نیمه‌خاموشی؟ دید و بازدید حداکثرش -به رای من- یک هفته خوبه.

4. امسال هم که «سال نوآوری و شکوفایی»ه، کاش مجلس یا دولت یک فکری برای این تعطیلی‌ها بکنند؛ ای کاش!