Election – 5
مارس 13, 2008
افرادی که به عنوان حامی و طرفدار دور و بر نامزدهای انتخابات جمع میشوند، مثل خود کاندیداها هر یک با امید و آرزوهایی و با نیتی به فعالیت مشغولند. عدهای برای اینکه ارج و قرب پیدا کنند پیش آن کاندیدا و بلکه راهی برای رسیدن به موقعیتهای بهتر شغلی و اقتصادی بیابند اقدام به تبلیغ میکنند. عدهای به نسیهی فردا راضی نمیشوند و مزد کارشان را قبل از روز رایگیری میگیرند. این افراد که نوع غالب اطرافیان نامزدها هستند، عموما، چیز زیادی از سیاست نمیفهمند و معمولا بعد از انتخابات سراغ کار و زندهگی خود باز میگردند. ستادهای تبلیغاتی که با عنوان “حامیان مردمی” در نقاط مختلف شهر قارچگونه سبز میشوند، نمود بارز این فرصتطلبیهاست. البته این عناصر بسیار برای اشخاص کاندید ورود به نهادهای انتخابی مفیدند و میتوان بر این اساس روی محبوبیت ایشان تبلیغ کرد.
اما دستهی دیگری هستند که برخلاف گروه اول با یک سری باورها در انتخابات مشارکت میکنند. افراد جوان و تحصیلکرده معمولا این گونهاند. واقعا به آنچه میکنند اعتقاد دارند و امیدوارند به آیندهای که خود رقم خواهند زد. نامزدهای مستقل معمولا نمیتوانند اینها را به مانند گروه قبلی استحمار کنند. بزرگترین خطر برای این جوانها، فریب خوردن از حزبهاست. و البته برای حیات احزاب هم دانشجوی جوان آگاه بزرگترین خطر است…


