رضوان
فوریه 27, 2008
قال الله -عز و جل-:
«من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی . من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلی دیته و من علی دیته فانا دیته»

سیدنا القائد، حسن نصرالله:
شهید عماد مغنیه با خدا عهد صداقت بست و در انتظار شهادت بود و در روزهای شهادت امام حسین (ع) سیدالشهداء به شهادت رسید. او خون خود را بر دستان و کفنش را بر دوش حمل میکرد. حاج عماد از زمانی که جوان بود، پیروزی میساخت و طلب شهادت میکرد و در نهایت به هدف خود رسید. من دریافت این نشان افتخار الهی را به او تبریک میگویم. او از خانهای تماماً جهاد بود و هنوز این خانه وجود دارد ولی اکنون تبدیل به خانه شهادت شده است.
+ برای قائد مقاومت، حاج عماد مغنیه – منبع عکس هم از آنجاست



فوریه 29, 2008 at 10:33 ق.ظ
سلام.
یه چیزی دربارهی کلمهی قائد به ذهنم اومد که بگم. در حزب الله دو نفر را قائد میگفتند: یکی امام خامنهای و دیگری حاج عماد مغنیه (که قائدامقاومة میگفتند). شاید چندان رهبری را برای سید حسن نصرالله نتوان برای ما متصور شد. وی نمایندهی ولی فقیه در لبنان است. (آنگونه که در سایتش نیز نوشته بوده است) قائد ما سید علی حسینی خامنهای است.
کلمات گاهی به صورت اصطلاحی در میایند که خارج از آن فضا دیگر آن را معنا را نمیرسانند و همه برداشت دیگری دارند.
در مجموع وبلاگتان خیلی جالب بود. استفاده کردم.
یا علی مددی
فوریه 29, 2008 at 10:20 ب.ظ
@ محمدصالح:
بسم الله
خوب البته ولی فقیه من امروز سید حسن است. که البته منافاتی هم با ولایت امام خامنهای ندارد.